روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

63

رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )

الفصل الثامن فى بيان الوجد اعلموا اخوانى - زادكم اللّه انوار الوجد - كه حقيقت وجد از انوار تجلى مهيا « 1 » شود . و آن صفو « 2 » وجد است و خلاصهء كار است ، و جان رباى مريد است . كه ايشان را از آفات بشريت و اخلاق طبيعيات محو كند ، و جناح « 3 » روح مقدس از اثقال انسانى و شيطانى خفيف كند ، تا فوق العلى در هواى اسرار نزد نقاب قدس « 4 » پرواز كند ، و از دريچه‌هاى ملكوت ، انوار جبروت ببيند ، و از آنجا مست و شاد بازگردد ، و قوت دل از مفرح جمال و جلال بياميزد ، دل به مدد شوق او خوش شود ، جسم از هيجان دل به اضطراب درآيد . مبادى وجد از اين طرف برخيزد كه وجد عين جذب است ، و حقيقت سلب است . پرتو مشاهده است ، و عكس صفات است كه جان مهربان در عشق لايزالى آورد ، و دخان نفس اماره بنشاند ، تا بازار نجوى بىزحمت بماند « 5 » ، مترصد بر جادهء مراقبت بنشيند ، و نفحات حق را متعرض باشد . گاه به خطاب هائم شود ، گاه به جمال واله شود ، گاه به صفات حيران شود ، گاه از فقر گريان شود ، گاه در قرب سلطان شود ، گاه از حسن مستوحش شود ، گاه در هجران خوش‌دل شود ، گاه از خود بنالد ، گاه با خود بسازد ، گاه بر حق بنازد ، گاه نيست شود ، گاه هست شود ، گاه ساكن شود ، گاه مضطرب شود . رواتب « 6 » اهل وجد از خوان مشاهده است كه به كأس تفريد شراب توحيد خورند ، و از عرصهء تجريد نرد وحدت برند . گاه به سماع متلذّذ شوند ، گاه از سماع منفرد شوند ، قربشان در

--> ( 1 ) - ب : ظاهر ( 2 ) - ب : صفوت ( 3 ) - د : به خباح ( 4 ) - الف : مقدس ( 5 ) - د : نمايد ( 6 ) - ب ، د : رؤيت